ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى
مقدمه 19
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى )
كند رسيلى داود پيغمبر نشايد « 1 » ، دلشده با دلدار چگونه مقاومت كند ، و مىزده با هشيار چگونه متابعت نمايد ، و آورده را در مقابلهء آمده كى توان داشت . كرامت پيش معجزهء معجز كى توان عوضيد ، كه چون يد بيضاى شاهنشاه عالم اعلى اللّه شأنه « 2 » مظهر شود ، زهره زهره برين گلشن روشن آب شود ، و چون خورشيد عالمآراى ضل اللّه سر از مطلع جلال خويش برآرد چراغ درويشان را نور نماند ، و چون عيسى روح اللّه فتوح خود را در سوداى شب يلدا بازيابد ، جان آدم گمشدهء خود را در نور صبح كاذب نطلبد « 3 » . « جمالى كه از ضياى او شب يلدا سوزن را در ميان خاك بتوان يافت انگشت مرده عاجزان را بحول و حيلت حليت ( صفا ) نتواند آرد « 4 » » ، و چون خورشيد جهان چادر منير روز در روى شب كشد شبپرك را به عجز ديده معذور دارد شعر صدر تو چرخ است و تن را بال سست * روى شيداست آن و جان را چشم درد جان من آزاد كن « 5 » تا عقل من * هر دمت گويد زه اى « 6 » آزادمرد تازه گردانم به ناجستن كه باد * تازمت از جان شاخ و برگ و بيخ و نرد « 7 » در ره حكمت سپر بنداخت عقل * چون نبود اندر سخن مرد نبرد « 8 » بنده شكرانهء اين تربيت و موهبت را « فخرى نامهاى » آورد ، و آغاز كرد سنائىآبادى كه از روزگار آدم تا روزگار او كسى كتابى بر اين نسق ننهاد و نساخت ، كه مايهء جهانيست و پيرايهء عالمى ، و آن را الحديقة فى الحقيقة و الشريعة فى الطريقة « 9 » نام نهاد .
--> ( 1 ) - ك : رسيلى سليمان پيغامبر صلوات اللّه عليه نشايد ، ن - ط : پيغامبر را نشايد ( 2 ) - جمله دعائيه ( اعلى اللّه شانه ) در نسخ ا . ط . ن . ه نيست ( 3 ) - ك : طلب كند ه بطلبند - ن . ج . طلب نكند با هشيار راست نيايد و در مقابل برآمده نتوان نهاد كى آن حال ( 4 ) - ك : حليت صفا نتوان آورد زيرا كه چون ( 5 ) - ه : آغاز كن ( 6 ) - ه : زهى ( 7 ) - ه آ . ه : برد ( 8 ) - نسخه كابل و ن : اين ابيات را ندارد - اين ابيات ( جز بيت آخر ) از قصيدهايست كه حكيم سنائى در مدح خواجه قوام الدين وزير گفته و تمام قصيده در صفحه 1123 ديوان سنائى مصحح نگارنده با اندك اختلافى آمده است . ( 9 ) - آ . ه : فى الطريقة نهاد . ك : فى الطريقة به تازى و فخرىنامه به فارسى نام نهاد